خدا بهم معجزه نشون داد
سلام گل پسر من
روز جمعه مثل همیشه رفتم کلاس زبان و فکر می کردم همه چیزمثل جمعه های دیگه است، ولی وقتی رسیدم خونه دیدم شیشه ویترین اتاقت با یکی از قفسه هاش شکسته !!!
که مشخص شد شما که داشتین با بابایی بازی می کردین به هوای اینکه بری و ماشینت رو بیاری رفتی تو اتاقت ، بابایی هم فکر کرده رفتی کامیونت رو بیار که وسط اتاق بوده که ناگهان با صدای شکسته شدن شیشه از جاش می پره و متوجه می شه که شما رفتی در ویترین اسباب بازیهات رو باز کردی و در رو به سمت خودت کشیدی تا بتونی ماشین شارژی تو ورداری که ویترین برگشته روت و خـــــــــــــــــــــــــــدا به من رحم کرد یعنی فکر کنم به هممون رحم کرد و ویترین افتاده رو تخت و تو تونستی از زیرش فرار کنی وخدا رو شکر حتی یک خراش کوچیک هم ور نداشتی
خدایا ازت ممنونم، و از خواهش می کنم نه من و نه هیچ خانواده دیگه رو به وسیله بچه اش امتحان نکن !!!
خدایا معجزه بهم نشون دادی
دوست دارم


خدا بهم معجزه نشون داد
